نوشته های جدید
صفحه اصلی / هنری / پشت‌پرده حضور گروه اُپرای سوئیسی در تهران چیست؟/ سفارت‌خانه‌های اروپایی کمر به قتل موسیقی ایرانی بسته‌اند +اسناد

پشت‌پرده حضور گروه اُپرای سوئیسی در تهران چیست؟/ سفارت‌خانه‌های اروپایی کمر به قتل موسیقی ایرانی بسته‌اند +اسناد

بررسی‌ها نشان می‌دهد تمامی هزینه‌ها را، سفارت سوئیس بر عهده گرفته و برگزارکنندگان در تهران سود مالی قابل توجهی نصیبشان می‌شود بدون آنکه هزینه‌ای را متقبل شوند.

به گزارش پایگاه خبری نهاد نیوز به نقل از مشرق – گروه کر اپرای مشهور سوئیسی «داکاپو»، در تالار وحدت روی صحنه می‌رود. این خبری بود که اغلب خبرگزاری‌های داخلی آنرا به تیتر اول صفحات فرهنگی و بعضاً صفحات نخست خود بدل کردند. هرگاه که کنسرت موسیقی کلاسیکی در تهران و سایر شهرهای ایران، توسط گروه‌های خارجی اجرا می‌شود، نوعی شور و اشتیاق رسانه‌ای، نسبت به بازتاب آن وجود دارد. در همین مقدمه باید این پرسش را مطرح کرد، چرا این شور و شعف مضاعف نسبت به موسیقی دستگاهی ایرانی وجود ندارد. در ادامه این خبر آمده بود که این کنسرت با مشارکت بنیاد رودکی، برگزار می‌شود اما رسانه‌های بین‌المللی به صورت دیگری خبر را منتشر کردند.

چو پرده افتد نه تو مانی و نه سفارت سوئیس!

در پشت پرده اخباری به گوش می‌رسد که حمایت‌ها از این کنسرت کاملاً سیاسی است و بنیاد رودکی متولی ظاهری این رویداد است. چون حمایت سیاسی از کنسرت داکاپو توسط یک نهاد خاص با همکاری سفارت سوئیس به عنوان شایعه در محافل خصوصی شنیده می‌شود. البته حمایت سفارت سوئیس از این کنسرت، به جهت انتشار اخبار رسمی کاملاً تایید شده است.

نکته قابل تامل و پرسش این است؛ د ر شرایطی که اتحادیه اروپا، در شرایط پسا تحریم آمریکا تمامی منافذ و روابط اقتصادی خود را با تهران قطع می‌کند، چرا سفارت سوئیس (سفارت واسطه ایران و آمریکا) تلاش می‌کند در تهران برنامه‌ای فرهنگی اجرا کند؟! چرا مسئولان امر به جای گسترش ابعاد اقتصادی روابط دیپلماتیک، به دنبال گسترش ابعاد فرهنگی روابط خود با کشورهای اروپایی هستند؟ در شرایطی که مبادلات تجاری ایران و اروپا به ماههاست به بن بست رسیده است، چطور درهای تعاملات فرهنگی به روی جمهوری اسلامی باز شده است؟

اگر بر اساس شنیده‌ها، تمامی ابعاد اجرای گروه داکاپو را بررسی کنیم، درخواهیم یافت، تمامی هزینه‌ها را به صورت غیرمستقیم، سفارت سوئیس بر عهده گرفته و برگزارکنندگان در تهران سود مالی قابل توجهی نصیبشان می‌شود بدون آنکه هزینه‌ای را متقبل شوند. تنها هزینه برگزار کنندگان اقامت و سفر تفریحی این گروه سوئیسی در داخل ایران است. معمولاً بلیط اجرای چنین گروه‌های کلاسیکی در خارج از کشور بیش از ۷۰ دلار در ردیف‌های عقبی و در ردیف‌های جلویی از مرز ۴۰۰ دلار عبور می‌کند. اما گروه داکاپو در تهران با هزینه بلیط ۶۵ تا ۱۲۰ هزارتومان این برنامه را اجرا می‌کند. بازهم این سئوال قابل طرح است که چرا بلیط کنسرت داکاپو با تعداد نوازنده فراوان و گروه بزرگ اپرا، در تهران، کمتر از ۵ الی ۱۰ دلار به فروش می‌رسد، و مابه‌التفاوت دستمزد سنگین این گروه از کجا تأمین می‌شود؟

نکته جالب این است که در سوئیس اگر بخواهید به سراغ اجرای زنده موسیقی کلاسیک بروید؛باید چیزی معادل ۸۸ دلار تا ۳۳۳ دلار هزینه کنید.

اگر به عنوان یک توریست بخواهید در پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸ در سوئیس به دیدن کنسرت گروه «یز» بروید حداقل باید ۸۴ دلار و اگر لژنشینی را انتخاب کنید باید ۱۳۳ دلار هزینه کنید.

قیمت بلیط کنسرت یز در سوئیس از ۱۱۸ تا ۱۲۰ دلار
بلیط ارزان کنسرت کلاسیک یک گروه تقریباً دانشگاهی در کشور سوئیس: ۱۱۸ دلار
بلیط ارزان کنسرت کلاسیک یک گروه تقریباً دانشگاهی در کشور سوئیس: ۷۸ دلار
کنسرت کریستین زیمرمن در سوئیس ۳۰۰ دلار

با این پیش فرض‌های غیرقابل انکار پرسش اصلی این است که سفارت سوئیس، اتریش، آلمان، فرانسه و ایتالیا و چند کشور اروپایی چرا در ایران و در شهرهای بزرگ به دنبال برگزاری کنسرت‌های کلاسیک با کمترین هزینه ممکن هستند؟ چرا موسیقی کلاسیک و اجراهای زنده آن در ایران برایشان اینقدر اهمیت دارد که سوبسید بسیار زیادی را به آن اختصاص می‌دهند؟!

با طرح این پرسش شاید مخاطبی که محتوای این گزارش را مرور می‌کند با خود سئوال می‌کند موسیقی کلاسیک و اجرای اپرا بدون اشکال‌ترین مبادله فرهنگی است و چرا در این گذر، از کاه کوه ساخته می‌شود.

مخاطبانی با این پرسش جدی از خواندن این متن چشم‌پوشی نکنند، برای دریافت حقایقی که در پس برگزاری چنین اجراهایی وجود دارد این گزارش را تا پایان دنبال کنند. اما قبل از ادامه گزارش به این نکته باید توجه کرد که آیا در این مبادله فرهنگی به اندازه اجراهای کنسرت‌های کلاسیک از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸، گروه‌های کلاسیک ایرانی (گروه‌های اجرا کننده موسیقی سنتی) که در داخل کشور فعالیت می‌کنند، توانسته‌اند به همین میزان در کشورهایی که همت به اجراهای متعدد موسیقی کلاسیک در ایران گمارده‌اند، برنامه اجرا کنند؟ در لیست کنسرت‌های کشور سوئیس در دوماه آینده یک گروه هندی توانسته موسیقی اصیل این کشور را در ۱۵ اجرا در شهرهای مختلف روی صحنه ببرد و ۷ اجرای دیگر را پیش رو دارد.

ماجرای شتاب گرفتن اجراهای کلاسیک در ایران از چه زمانی آغاز شد؟

از سال ۱۳۹۳ افزایش ورود موزیسین‌ها و گروه‌های خارجی برای اجرای برنامه در ایران بشدت افزایش یافت که در این شرایط می‌توان این اصطلاح را به کار برد که این حجم از اجرای موسیقی کلاسیک به وضعیت قابل تاملی رسیده است.

اولین مسئله قابل تامل درباره افزایش حجم اجراهای موسیقی کلاسیک این است که جامعه یا سبد شنیداری مردم چه نیازی به موسیقی و گروه‌های کلاسیک دارد که قطعات موسیقی کلاسیک در اشکال گوناگون اجرا می‌کنند؟ اگر به صورت تخصصی این مقوله را بررسی کنیم، موسیقی کلاسیک تامین کننده نیاز موسیقایی کشور نبوده و نخواهد بود. چون این موسیقی به هیچ عنوان با اقتضائات و فرهنگ جغرافیایی ما سازگار نیست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *