نگاهی به انیمیشن «سفینه نجات»

نگاهی به انیمیشن «سفینه نجات»

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران نیوز»، «سفینه نجات» به کارگردانی هادی محمدیان و تهیه‌کنندگی محمدامین همدانی، محصول استودیوی اسکای‌فریم است که از اوایل شهریورماه  اکران سراسری خود را در سینماهای کشور آغاز کرده است. محمدیان که پیش‌تر نیز با انیمیشن‌های  چون «شاهزاده روم» ،«فیلشاه» و «بچه زرنگ» به سراغ موضوعات دینی رفته بود در این انیمیشن هم مضامینی چون عاشورا و مبارزه با ظلم و‌ منجی و مفهوم انتظار را دستمایه روایت خود قرار داده است.

داستان انیمیشن

داستان «سفینه نجات» درباره دختری به نام دریاست که در سیاره ای دور در فضا به نام آبنوس منتظر یک قهرمان افسانه ای و به اصطلاح منجی است تا آنها را از شر آبدزدک ها نجات دهد. در همین زمان پسری به نام هانی که عاشق قهرمان شدن است، اشتباه به جای میمون فضانورد پدر بزرگش با سفینه به سیاره آبنوس پرتاب می‌شود و ادامه داستان نبرد هانی و دریا با آب‌دزدک هایی است که آب سیاره را برده‌ و موجب خشکسالی شده‌اند.

در واقع سازندگان «سفینه نجات» بدنبال پیوند دادن جهان تعزیه، عاشورا، مهدویت و انتظار منجی با یک روایت علمی تخیلی برای کودک و نوجوان هستند اما این ترکیب؛ یعنی انتقال مفاهیم انتزاعی چون مهدویت از طریق جغرافیا و شخصیت های انتزاعی یعنی موجودات فضایی، پذیرش پیام این انیمیشن را برای این قشر دشوار می‌نماید و در نهایت عدم انسجام داستانی و سیر منطقی فیلمنامه و نبود تسلط سازندگان بر مفاهیم دینی سبب شده تا چیزی جز یک سری تصاویر اکشن و ماجراجویی در ذهن مخاطب کودک باقی نماند. « سفینه نجات » مملو از صحنه های پرتاب شدن و سقوط کردن های شخصیت هانی و دریاست. بویژه ریتم سکانس ابتدایی فیلم که دوربین، هانی را در کوچه و خیابان‌ها دنبال می‌کند و ناگهان او را درون سفیه انداخته و یکدفعه هانی بدون مقدمه ای در فضا فرود می‌آید، به اندازه‌ای سریع است که مخاطب گیج می‌شود و نمی‌تواند در ذهنش این انتقال از فضای واقعی شهر به فضای تخیلی سیاره آبنوس را درک کند.

ناکام در روایت درست باورهای دینی

گفتنی است اثر دینی موفق، اثری نیست که فقط چند نشانه مذهبی را در خود جای داده باشد؛ بلکه اثری است که منطق درونی جهانش با آن اعتقادات سازگار باشد. از یک سو در داستان، اشاراتی به عاشورا، امام حسین (ع) و عبارت‌هایی مانند «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»،وجود دارد که این مفاهیم در بسیاری از موارد به شکل مستقیم و شعاری و حتی طنز وارد روایت‌شده‌اند،در حالیکه یک مفهوم دینی زمانی برای کودک قابل‌فهم می‌شود که در رفتار شخصیت‌ها تجسم پیدا کند. حتی این اشارات مستقیم هم درست و منطبق با باورهای شیعی بیان نمی‌شوند؛ سفینه نجات صراحتاً تعزیه را نشان می‌دهد، نام شمر و یزید را می‌برد، لباس تعزیه و نذری را نشان می‌دهد و حتی هانی کلاهی شبیه کلاه‌خود امام حسین درست می‌کند، اما هیچ‌گاه نامی از امام برده نمی‌شود! و در تمام داستان تنها از او با عنوان قهرمان یاد می‌شود و اگر مخاطبی که با داستان عاشورا آشنا نباشد این انیمیشن را ببیند نام افراد شر و بد را مدام می‌شنود اما نمی‌فهمد قهرمان اصلی کربلا چه کسی بوده است. نکته تأمل برانگیز دیگر آنکه موجوداتی که بعنوان شمر و یزید سیاره آبنوس معرفی می‌شوند، آب‌دزدک ها با ظاهری شبیه زامبی های فیلم‌های هالیوود هستند مردم عادی سیاره مثل پدر دریا هستند که توسط یک وزغ لجنی جسم و روحشان تسخیر شده است و بدون اراده و اختیار درحال ظلم کردن می‌باشند و لذا مستحق مجازات نیستند. در حالیکه شمر و یزید عاشورا عامدانه و با اختیار با انگیزه‌های گوناگون بویژه منفعت طلبی و کسب ثروت و قدرت به سپاه کفر پیوستند و با امام به حق زمانه خوبی مبازره کردند و لذا مستحق مجازات و کیفر می‌باشند. همچنین در هم آمیختن فضای حماسی تعزیه خوانی با آهنگ‌های غنای شخصیت دریا که بجای صدای یک دختربچه خواننده‌اش یک زن می‌باشد،  بسیار در ذوق می‌زند و داستان را از جو‌ معنوی دور می‌نماید.

از سوی دیگر بخش عظیمی از داستان درخصوص منجی و ترسیم فضای آخر الزمانی است اما هیچ منجی الهی یا قهرمانی واقعی قرار نیست ظهور کند و به آبنوسی‌ها کمک کند. قهرمان و منجی یک الگو هستند که دریا با الگو گیری از آن‌ها خودش به منجی آبنوس تبدیل می‌شود شود. در واقع اهالی آبنوس در انتظار نجات‌دهنده‌اند، اما منجی آنها چه هانی که به‌اشتباه در این جایگاه قرار می‌گیرد و چه دریا  با تأکید بر «انرژی درونی» به‌عنوان عامل نجات  معرفی می‌شود. در واقع تأکید بر توانایی‌های درونی اگر در جای درست خود قرار بگیرد، می‌تواند پیام تربیتی مثبتی داشته باشد؛ مثلاً اینکه انسان نباید منفعل باشد و باید با شناخت استعدادها و توانایی‌های خود سرنوشت خویش را بسازد و اگر مورد ظلم و ستم قرار گرفت بجای تسلیم شدن با آن مبارزه کند اما زمانی که این نیروی درونی جایگزین هدایت الهی، حقیقت دینی و منجی موعود می‌شود،تحریف دینی رخ می‌دهد. در« سفینه نجات » نجات اهالی آبنوس دیگر از مسیر ایمان، هدایت، عدالت، توبه، مسئولیت جمعی، امداد الهی و به رهبری منجی که دارای ویژگی‌های اخلاقی و عرفانی است نمی‌گذرد، بلکه صرفاً حاصل کشف یک قدرت پنهان در درون فرد است . در اینجا قدرت ماورایی دریا که از آن بعنوان برق یاد می‌شود، جای قدرت برتر الهی و فرستاده به حق او را می‌گیرد.

همچنین هانی مخاطب را البته مخاطب بزرگسال را بیشتر به یاد مدعیان دروغین منجی می‌اندازد که با تکیه بر حماقت و سادگی مردم خود را بجای منجی حقیقی جا می‌زنند و دست برقضا تمامی عوامل بصورت شانسی و اتفاقی با آنها برای فریب مردم همراه می‌شوند. در داستان هانی پسری بیش‌فعال، خنگ و کله‌خر است. حتی به گفته حاجی بابا هانی از جهت قدرت خرابکاری از گرگ هم بدتر است. لهجه آذری او نیز در شکل‌گیری شخصیت شوخ و غیرجدی او بی تأثیر نیست. هانی سربه هوا اصلا فکر نمی‌کند و حتی هیچ‌گاه نمی‌تواند موقعیت حساس سیاره آبنوس را درک کند؛ یادمان بیاید سکانسی را که بالای صخره می‌رود و قصد دارد با فریاد پدر دریا را پیدا کند که باعث لو رفتن جایشان می‌شود . هانی حتی فریبکارانه تا آخر داستان حقیقت اینکه منجی نیست را به دریا نمی‌گوید. از آنطرف دریا که مستأصل و ناامید شده، ساده لوحانه منجی بودن هانی را باور دارد و فکر می‌کند کارهای احمقانه هانی حکمتی دارند و نمی‌فهمد که هانی خودش هم نمی‌فهمد که دارد چه‌کار می‌کند..در حالیکه منجی باید دارای ویژگی‌های اخلاقی و عرفانی شاخصی باشد و مسیر خودسازی را کامل طی کرده باشد.

همحنین این نکته که منجی باید از آسمان بیاید و مردم را نجات دهد، با مفاهیم اسلامی اصلاً همخوانی ندارد. در نگاه اسلامی منجی در بین مردم زندگی می‌کند و امام زمان کاملاً حی و حاضر است. مردم توان دیدن و درک امام را ندارند اما او بین آن‌هاست. این اعتقاد در نگاه مسیحیت است که حضرت مسیح سه روز پس از به صلیب کشیده شدن به آسمان رفته و قرار است در موعد خود به زمین بیاید.

همه چیز اتفاقی است

گره‌گشایی‌های داستان بویژه در لحظات حساس، بیشتر بر موقعیت‌های بیرونی و تصادفی تکیه دارد تا تفکر و انتخاب‌های درونی شخصیت‌ها. وقتی گره‌ها و مشکلات با شانس باز می‌شوند، پیامی که به مخاطب کودک منتقل می‌شود اینست که: «همه‌چیز خودش درست می‌شود»؛ و اینگونه یا شانس جایگزین تصمیم،اراده و مسئولیت شده  و  مفهوم «کنشگری» در ذهن مخاطب تضعیف می‌شود یا مفهوم جبر و روی دادن حوادث از پیش تعیین شده جایگزین تلاش و‌ پشتکار انسان می‌شود.

توجه به مفهوم خانواده و تکیه بر آن بویژه نقش پدر و همدلی اعضای خانواده در حل بحران‌ها و احترام میان فرزند و والد از مضامین ارزشمند داستان است. یکی دیگر از اهداف سازندگان تزریق غرور ملی و علمی با ارجاع به صنعت هوافضاست. ایده هوشمندانه پرتاب کپسول زیستی و جایگزین شدن هانی به‌جای میمون فضایی، ارجاعی ملموس و افتخارآمیز به دستاورد واقعی دانشمندان ایرانی در پرتاب موجود زنده به مدار زمین است، اما سوال این جاست که حاجی بابا چه کاره است که این فناوری را در اختیار دارد؟ آیا او جزو دانشمندان ایرانی است؟ چنین جایگاه علمی با تیپ و شخصیت و رفتار او اصلا سنخیت ندارد.

کلام آخر

در پایان باید گفت «سفینه نجات» متأسفانه با وجود این حجم گسترده از تبلیغات و سابقه درخشان سازندگانش در کارنامه آنها نه تنها نقطه مثبت و ارزشمندی نیست بلکه نسبت به آثار پیشین آنها از حفره های متعدد فیلمنامه و محتوای نادرست و برداشت اشتباه و وارونه از مفاهیم دینی رنج می‌برد و عملا کارکرد مثبتی در انتقال فرهنگ عاشورایی و فرهنگ مهدویت به قشر کودک و نوجوان ندارد و حتی بعضا کودکان را دچار فهم اشتباه از باورهای دینی شیعی می‌نماید.

منبع: اندیشه

انتهای خبر/

منبع: تهران نیوز

لینک کوتاه : https://www.nahadnews.ir/?p=120444

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • مشکلات مورد بررسی خواهد گرفت.