به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران نیوز»، سید امین کشاورز کارشناس ارشد حقوق بینالملل در یادداشتی نوشت: در روزهای اخیر بار دیگر زمزمههایی از مذاکره با آمریکا و امید به توافق جدید شنیده میشود. برخی تحلیلگران و سیاستمداران، با خوشبینی قابل تأمل، تصور میکنند که این بار شرایط فرق کرده و واشنگتن به تعهدات خود پایبند خواهد ماند. اما تاریخ معاصر، با صدها سند و گزارش رسمی، این خوشبینی را رد میکند.
آمریکا در معاهدات و توافقات بینالمللی، الگوی ثابتی دارد: وقتی توافق به نفعش است آن را امضا میکند، وقتی دیگر به دردش نمیخورد، آن را نقض یا از آن خارج میشود.
آزمون کردن دوباره آمریکا نه تنها بیفایده، بلکه خطایی راهبردی است. در ادامه به چند مصداق مستند و روشن اشاره میکنم:
۱. برجام (JCPOA)؛ بارزترین مثال معاصر:
در تیرماه ۱۳۹۴ (ژوئیه ۲۰۱۵) توافق جامع اقدام مشترک (برجام) با حضور آمریکا امضا شد. جمهوری اسلامی ایران همه تعهدات فنی خود را اجرا کرد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ۱۵ گزارش متوالی (از جمله گزارش نوامبر ۲۰۱۷) تأیید کرد که ایران «کاملاً پایبند» بوده است. اما در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ (۸ مه ۲۰۱۸) دونالد ترامپ بهطور یکجانبه از برجام خارج شد، تحریمهای «فشار حداکثری» را بازگرداند و حتی شرکای اروپایی را هم تهدید کرد. جو بایدن نیز که در کمپین انتخاباتی قول «بازگشت به برجام» را داده بود، در عمل اقدام مؤثری صورت نداد و مذاکرات احیای برجام به بنبست رسید. نتیجه؟ میلیاردها دلار خسارت به اقتصاد ایران و اثبات اینکه حتی یک توافق چندجانبه با امضای رئیسجمهور آمریکا هیچ ضمانتی برای اجرا ندارد.
۲. توافق چارچوب ۱۹۹۴ با کره شمالی (Agreed Framework):
آمریکا و کره شمالی در اکتبر ۱۹۹۴ توافق کردند: پیونگیانگ برنامه غنیسازی خود را متوقف کند و در مقابل آمریکا دو رآکتور آب سبک بسازد و کمکهای اقتصادی ارائه دهد. کره شمالی به تعهد اولیه عمل کرد، اما آمریکا به تعهدات مالی و فنی خود پایبند نماند و ساخت رآکتورها سالها به تأخیر افتاد. در نهایت توافق فروپاشید و کره شمالی به سمت سلاح هستهای رفت. سند رسمی وزارت خارجه آمریکا (۲۰۰۲) و گزارشهای کنگره، این تأخیرها و عدم اجرای تعهدات را تأیید کردهاند. درس: آمریکا به وعدههای خود وفا نکرد.
۳. پرونده لیبی؛ «مدل لیبی» که ترامپ علناً برای ایران پیشنهاد داد:
در دسامبر ۲۰۰۳، معمر قذافی زیرساختهای هستهای (شامل غنیسازی اورانیوم) را با پیچ و مهره تحویل داد و با آمریکا به توافق عادیسازی روابط رسید. لیبی همه تعهدات را اجرا کرد. اما در مارس ۲۰۱۱، آمریکا و ناتو با عملیات نظامی گسترده، رژیم قذافی را سرنگون کردند. دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۹ صراحتاً گفت: «ما باید از مدل لیبی برای ایران استفاده کنیم.» این جمله در مصاحبههای رسمی او ثبت شده است. نتیجه؟ کشوری که خلع سلاح شد، نابود شد. این دقیقاً همان الگویی است که برخی امروز دوباره میخواهند آن را تکرار کنند.
۴. دهها معاهده با بومیان آمریکا:
از زمان شکلگیری ایالات متحده تا اواخر قرن نوزدهم، دولت آمریکا بیش از دهها معاهده رسمی با قبایل سرخپوست امضا کرد. طبق گزارش کمیسیون حقوق مدنی آمریکا (U.S. Commission on Civil Rights) و اسناد رسمی کنگره، تقریباً تمام این معاهدات نقض شد؛ زمینها تصرف، منابع غارت و تعهدات اقتصادی نادیده گرفته شد. حتی دادگاه عالی آمریکا در موارد متعددی نقض معاهدات را تأیید کرد، اما دولت وقت به آن عمل نکرد. این سابقه داخلی، نشان میدهد که نقض تعهدات برای آمریکا یک «استثنا» نیست، بلکه «الگوی رفتاری» است.
۵. مذاکرات خرداد و اسفند ۱۴۰۴:
ملموسترین و نزدیکترین نقض عهد و اثبات دروغ بودن مذاکرات در همین چند ماه اخیر است که دو مرحله حمله به جمهوری اسلامی ایران همزمان با مذاکرات صورت گرفت. دقیقاً در خردادماه ۱۴۰۴ علیرغم اینکه مرحله ششم مذاکرات در راه بود، یک جنگ تحمیلی به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد (جنگ ۱۲ روزه) و مجدداً در اسفندماه ۱۴۰۴ همزمان با مذاکرات جدید، حمله مجددی انجام شد (جنگ رمضان) که قریب به چهل روز ادامه داشت تا اینکه یک وقفه جنگی (سکوت نظامی) شکل گرفت. با این حال در همین چند روز اخیر نیز بارها نقض عهد صورت گرفته و جنایتهای جنگی متعددی مرتکب شدهاند؛ از شهادت رهبر مسلمانان جهان گرفته تا کشتار جمعی دانشآموزان مدرسه میناب و مواردی دیگر.
این پنج مورد، فقط نمونههای بارز هستند؛ سابقه آمریکا پر است از خروج یکجانبه از معاهدات مهم دیگر (مانند خروج از پیمان موشکی در ۲۰۱۹، خروج از توافقنامه پاریس در ۲۰۱۷ و بیانیه الجزایر). اما آنچه مهمتر است، الگوی تکراری است: امضا، استفاده و سپس نقض یا خروج، وقتی دیگر به دردش نمیخورد.
در پایان باید گفت کسانی که هنوز به «مذاکره با آمریکا» و «توافق جدید» امیدوارند، یا تاریخ را نخواندهاند یا آن را به عمد نادیده میگیرند. آمریکا هیچ متحد دائمی ندارد؛ فقط منافع دائمی دارد. هر توافقی با واشنگتن، تا وقتی به نفع اوست معتبر است و یک امضای رئیسجمهور بعدی یا فشار لابیها (لابی صهیونیسم) کافی است تا آن را به «کاغذ باطل» تبدیل کند. آزمون کردن دوباره آمریکا، نه شجاعت، بلکه غفلت تاریخی است. تجربههای تلخ برجام، لیبی، کره شمالی و صدها معاهده دیگر، سند زندهای هستند که میگویند: این بار هم فرقی نخواهد کرد. وقت آن رسیده که به جای امید بستن به وعدههای توخالی، روی توان داخلی، خودکفایی و مقاومت حساب کنیم. آمریکا را آزمودن خطاست. تاریخ، قاضی بیرحم و بیطرف است.
منبع: تهران نیوز










