به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «تهران نیوز»، معصومه ملکی فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: تصاویر رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی را که میبینم، برای لحظاتی احساس میکنم زمان ایستاده است. زائرانی که مقابل مزار رهبر شهید میایستند، برخی آرام اشک میریزند، برخی دست بر سینه میگذارند و برخی فقط خیره میمانند؛ انگار هنوز باور نکردهاند صدایی که سالها شنیدهاند، دیگر از جایگاه رهبری با آنان سخن نخواهد گفت.
من مشهد نیستم و این صحنهها را از قاب فیلمها و تصاویر دیدهام، اما همین تصاویر هم برای درک حال مردم داغدار کافی است. دارالذکر در این روزها فقط یک رواق نیست؛ به نظر میرسد بخشی از داغ جمعی مردم در آنجا آرام گرفته است؛ داغ مردمی که هنوز با فقدان رهبرشان کنار نیامدهاند.
این داغ از بامداد ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد؛ روزی که آیتالله سیدعلی خامنهای به شهادت رسید. جنگ، اما اجازه نداد مردم در همان روزها با پیکر رهبر شهید وداع کنند. مراسم تشییع و تدفین به پس از جنگ موکول شد و سرانجام در ۱۸ تیر ۱۴۰۵، پیکر او در رواق دارالذکر حرم امام رضا(ع) آرام گرفت.
به این ترتیب، فاصله میان شهادت و تشییع، خودش به بخشی از روایت این سوگ تبدیل شد؛ داغی که در انتظار یک وداع عمومی ماند و سرانجام در روز تشییع، به حضور گسترده مردم در کنار پیکر رهبر شهید رسید.
اکنون چهل روز از آن بدرقه گذشته است؛ اما تصاویر دارالذکر نشان میدهد که برای بسیاری، این داغ هنوز تازه است.
خونخواهی؛ مطالبهای برخاسته از داغ
در کنار این سوگ، مطالبه دیگری نیز شکل گرفته است؛ مطالبه خونخواهی رهبر شهید.
برای مردمی که شهادت رهبرشان را نتیجه یک جنایت و تجاوز میدانند، خونخواهی تنها یک واکنش عاطفی نیست؛ مطالبهای برای پاسخ، اجرای عدالت و برخورد با عاملان این جنایت است. داغ، هنگامی که با مطالبه عدالت همراه میشود، از یک احساس شخصی فراتر میرود و به خواستی عمومی تبدیل میشود.
با این حال، چهلم فرصت مناسبی است تا در کنار پرسش «خون شهید چگونه باید پاسخ داده شود؟»، سؤال دیگری را هم مطرح کنیم: «از اندیشه و راه او چه چیزی باید برای آینده باقی بماند؟»
زیرا یک شخصیت تاریخی فقط با نحوه رفتنش در حافظه نمیماند؛ آنچه ماندگار میشود، چیزی است که از او برای بعد از خودش باقی میماند.
قاب عکس میماند؛ راه چه؟
شاید یکی از مهمترین میراثهای رهبر شهید، انس عمیق با قرآن باشد. قرآن در زندگی او تنها کتابی برای تلاوت در مناسبتها نبود؛ با آن مأنوس بود و بارها جامعه و بهویژه جوانان را به فهم و ارتباط با این کتاب دعوت میکرد.
از همین رو، تعبیر «شهید قرآن» که پس از شهادت درباره ایشان به کار رفت، اشارهای است به یکی از وجوه مهم شخصیت امام شهید؛ شخصیتی که قرآن را کتاب هدایت و زندگی میدانست و مفاهیم آن را در سخن و نگاه خود به جامعه دنبال میکرد.
در کنار قرآن، میراث آیتالله خامنهای را باید در مفاهیمی چون امید، عزت و استقلال ملی، اعتماد به جوانان، پیشرفت علمی و نگاه به آینده نیز جستوجو کرد. ایشان در سالهای طولانی رهبری، بارها تلاش کردند جامعه را از گرفتار شدن در یأس برحذر دارد و آینده ایران را قابل ساختن بداند.
اما شاید مهمتر از فهرست کردن این مفاهیم، این باشد که بدانیم میراث یک رهبر زمانی معنا پیدا میکند که از سخن به رفتار و از خاطره به عمل منتقل شود.
چهلم، از همین منظر، میتواند بیش از یک مناسبت تقویمی باشد؛ فرصتی برای بازخوانی راهی که طی شد و پرسیدن اینکه نسل امروز با آنچه از رهبر شهید به یادگار مانده، چه خواهد کرد.
مردمی که امروز در دارالذکر مقابل مزارش میایستند، فقط برای گریستن نیامدهاند. برخی با دلی داغدار، برخی با مطالبه خونخواهی و برخی با خاطراتی از سالها همراهی با صدای او، در برابر مزارش مکث میکنند. اما همه این احساسات زمانی ماندگار میشوند که به فهم و مسئولیت تبدیل شوند.
با تو در عهدیم تا صبح ظهور
با تو در عهدیم تا صبح ظهور؛ «با تو» یعنی هنوز خود را در برابر راهی که ترسیم شد، مسئول میدانیم. «در عهدیم» یعنی یاد او را فقط در قاب عکس و خاطره نگه نمیداریم؛ انس با قرآن، امید، عزت، استقلال، توجه به جوانان و آیندهنگری را بخشی از این عهد میدانیم و «تا صبح ظهور» یعنی این عهد را محدود به روزهای سوگواری نمیکنیم؛ آن را به آینده پیوند میزنیم.
شاید معنای این شعار در سادهترین بیان، همین باشد: رهبر شهید از میان ما رفته است، اما عهد با راهی که به آن باور داشت، با رفتن او پایان نمییابد.
چهل روز از شهادت گذشته و چهل روز از آن بدرقه تاریخی میگذرد. دارالذکر همچنان میزبان مردمی است که داغشان را با خود حمل میکنند. خونخواهی همچنان یک مطالبه است و سوگ، هنوز در دلها زنده است.
منبع: تهران نیوز










