هنر چیست ؟
اولین وظیفه معلم هنر علاوه بر آموزش درست دیدن ؛آموزش توجه کردن است .
وقتی شاگرد یاد گرفت توجه کند ، خودش دیدن را خواهد آموخت .
هنر طراحی و نقاشی از دیدن و توجه کردن آغاز میشود نه از کشیدن .
تکنیک ، زبان هنر است ، نه خود هنر .
همانگونه که با دانستن زبان و ادبیات فارسی ، کسی مولانا و حافظ نمیشود .
(زبان هنر)
هنر برای خود زبان دارد ؛ ولی نه مانند زبان گفتار .
مثلا در نقاشی رنگ ها فقط رنگ نیستند.
آبی میتواند آرامش باشد ، سیاه میتواند اندوه ، غم ، شب و یا پلیدی باشد ، به همین دلیل هنر همیشه چند لایه است .
هر مخاطب ممکن است معنای متفاوتی از یک اثر برداشت کند .
این ویژگی یکی از مهم ترین توانایی های آن است .
زیبایی شرط هنر نیست ؛ آنچه اهمیت دارد ، توانایی ( اثر ) در آشکار کردن یک تجربه انسانی است .
مرحله اول هر یادگیری بزرگ ، با شگفتی و حیرت آغاز میشود .
یعنی توجه دقیق به چیزی و یا موضوعی ، مانند وقتی که مثلا برای اولین بار میوه خاصی را میبینم یا صدای ساز جدید یا پرنده خاصی را میشنویم .
*مرحله دوم تقلید است ؛ تقلید میتواند پلی برای به مقصد رسیدن باشد .
میتوان گفت که تقلید مادر هنر است . مانند کودکی که سخن گفتن را با تقلید یاد میگیرد .
یا خوشنویسی که با سالها مشق ، دست خود را تربیت میکند .
*مرحله سوم ، مهارت است .
در این مرحله ، تسلط بر ابزار باعث میشود که دست ، ازادی بیشتری پیدا کند و هنگام اجرا به قواعد فکر نشود .
*مرحله چهارم، بیان یا همان آگاهی است .
اینجا هنرجو ، دیگر فقط اجرا نمیکند ؛ بلکه میاندیشد ، میپرسد و تحلیل میکند .
از این لحظه ، هنر شخصی میشود و شخصیت هنری شکل میگیرد .
از این زمان ، هنرجو دیگر نمیپرسد چه بکشم؟ بلکه میپرسد : (چه چیزی درون من میخواهد بیان شود؟)
*مرحله پنجم ،آفرینش است.
در این مرحله هنرمند زبان بیان خودش را پیدا کرده است .
او دیگر از دیگران تقلید نمیکند .
این مرحله را نمیتوان آموزش داد ؛ فقط میتوان زمینه رشد آن را فراهم کرد .
آفرینش لحظهای است که انسان از دانسته هایش عبور میکند .
زمانی است که وقتی اثری را میبینیم ، حتی بدون امضا میتوانیم متوجه شویم که متعلق به چه کسی است .
زیرا آن اثر سبک و نگاه ویژه خاص خود را دارد . حال با دانستن این مطالب شاید بهتر بتوان هنر و کارهای هنری را مورد ارزیابی قرار داد و تفسیر کرد و با آگاهی بیشتری به دنیای هنر وارد شد.










